برای ورود به انجمن تماس با ارواح از آدرس زیر وارد شوید.

www.Arvah.org

وبلاگ تماس با ارواح به آدرس زیر منتقل شد , برای خواندن مطالب جدید از آدرس زیر وارد شوید.

www.Arvah.net

www.arvah.org تماس با ارواح
๑۩۞۩๑ تماس با ارواح ๑۩۞۩๑
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 17 شهریور ماه سال 1385
انجمن های تخصصی ماوراء الطبیعه تماس با ارواح

انجمن های تخصصی ماوراء الطبیعه تماس با ارواح

http://www.arvah.org

 

وبلاگ اصلی تماس با ارواح

http://www.arvah.net


شنبه 3 دی ماه سال 1384
برداشتهای عقلی بشر و تله پاتی

 

این جهان هستی از موجودات گوناگونی به وجود آمده که گروهی از این موجودات را جانداران تشکیل می دهند , آنها از نظر طبقه بندی ریشه ای , به دسته هایی مشخص و کاملا متمایز از یکدیگر تقسیم بندی شده اند که یکی از آنها را حیوانات و یا موجودات زنده متحرک و دسته دیگر را جانداران نباتی و بدون حرکت تشکیل می دهند و تمام اعمال و حرکاتی را که این دو گروه در زمینه ادامه حیات فردی یا طبیعی از خود بروز می دهند , مربوط به خواسته و امیال و نیازهای ذاتی آنان است که باعث به وجود آمدن کشش هایی در آنها می شود و در نتیجه به وسیله نیروهای درونی و مادی و قدرت های برونی و عقلی , به کمک احساس و ادراک و سایر نیروهای نهان و تحت شرایط بخصوص زمان و مکان , به وجود مادی خود شکل می دهند و تا زمانی مشخص و معین به ادامه حیات می پردازند و به طور استوار و پا برجا باقی می مانند تا مرگ جسمی و مادی آنها فرا برسد.

زمانی که به زندگی بشر به صورت فردی و اجتماعی دقت کنیم , متوجه خواهیم شد که تمام آنها دارای یک طرز فکر و اندیشه و خرد زیربنایی هستند که خود را به طور کلی اداره می کنند , ولی در این نسل , نوعی انشعابات عقلی وجود دارد که بینش های مختلفی را در زندگانی آنها نمایان می کند و باعث طرز تفکر و عقاید و درک و فهم در آنان می شود و این اختلافات پدید آمده , مربوط به عقل زیربنایی نسل بشر است که سیستم های فکری جداگانه ای را در هر کس سبب می شود و در نتیجه نقش عمده ای در زمینه شکل و جهت دادن , به روش های ادامه حیات مادی و معنی دار کردن و ارزش بخشیدن به تلاشهای زندگانی و یا پوچ و بی حاصل جلوه دادن آن دارد.

زمانی عملی را عقلانی می توان دانست که بر یک شالوده و بنیاد منطقی که مورد تائید علم اجتماع , محیط و خواسته ذات است , قرار گرفته است و از طرف دیگر باید بر مبنای حقیقت بینی و واقعی نیز استوار گردد نه اینکه بر پایه تمایلات و خواسته های نفسانی و اعمال تقلیدی و غیر منطقی و نادرست.

هیچ کس نمی تواند اظهار نماید که تمام اعمال خود را از روی عقل و منطق انجام می دهد . حتی اگر این فرد تصمیم گیرنده عقلی , دارای چندین مدرک علمی هم باشد هرگز نباید چنین ادعایی نماید , زیرا دارا بودن مدرک و سواد تنها دلیلی بر عقل سالم و اختیار تصمیم گیری هیچ کس نخواهد بود , چون همیشه در اهمال عقلی افراد نوعی خطا وجود دارد . عقل و خرد هر فردی در اصل در اختیار قدرت های روحی او قرار دارد , لذا حل تمام مشکلات و گرفتاریها را باید از قدرت های روحی هر کس انتظار داشت نه از مدرک تحصیلی و جسم مادی او.

باید به این حقیقت بیاندیشیم و بدانیم که , نیروی قدرتمند و متفکر , که اندیشمند است , شالوده اساس حیات و هستی عالم را به عهده گرفته و عقل را تحت کنترل و هدایت خویش درآورده است . به طوری که کنترل تمام عناصر و موجودات عالم هستی و عقل حیات ذرات را نیز تحت سیطره و قدرت خود اداره می کند و کوچکترین خللی در نظم و نظام عقلی عالم به وجود نمی آید و این قدرت عظیم در خلقت می بایست بزرگترین نیروی کائنات و هستی باشد و آنچه مسلم است , غیر از خالق , هیچ عقلی برازنده دارا بودن چنین نیرویی نخواهد بود.

نیروهایی که در نسل بشر وجود دارند , بسیارند که گروه بسیار کمی از آنها تا حدی شناخته شده و بسیاری هنوز به صورت ناشناخته باقی مانده اند , یکی از آن نیروهای شناخته شده حالت تاثیرگذاری امواج مغزی و عقلی بر دیگری است که آن را تله پاتی می نامند.

قدرت و نیروهای تله پاتی حالتی است , بین کسانی که دارای کشش های روحی فراوان بوده و روابط عاطفی و احساسی تکاملی نسبت به یکدیگر دارند و می توانند در شرایط ذهن یکدیگر را از فاصله های دور یا نزدیک , تحت کنترل فکری خود در آورند و از عقاید یکدیگر آگاهی کامل بدست آورند . در تله پاتی , حواس پنجگانه مادی بشر , دارای هیچ نقشی نیست و تنها نیروهای ذاتی و قدرت های روحی که خارج از وجود مادی افراد هستند می توانند تاثیر امواج تله پاتی را بین دو یا چند نفر برقرار کنند که متاسفانه در این مورد هنوز آگاهی کافی و شناخت چندانی جهت درک چگونگی بوجود آمدن این حالت ها در دست نیست , تا اینکه از نظر جنبه علمی آن بتوان جوابگوی همگان بود.

تله پاتی یکی از قدرت های نهان افراد بشر است که تا بحال , کسی به طور مطلق , به نیروی آن دست نیافته است , چون تله پاتی را یک نوع تاثیرپذیری مرموز و ناشناخته ای در بین برخی از افراد می توان به شمار آورد که کمتر کسی از دلیل چگونگی آن آگاه است.

در امر آموزش تله پاتی در جهان کسی وجود ندارد که از نظر ظاهری و فیزیکی بتواند فرد دیگری را به طور کامل از راه دور تحت کنترل و نفوذ امواج ذهنی خود درآورده و به او فرمان دهد و یا از او عملی را بخواهد تا او انجام دهد , بلکه شخصی که در فاصله زیادی نسبت به فرد مقابل خود می باشد , فقط گاهی تحت تاثیر نیرو و امواج خواست های او قرار می گیرد و نظریات و خواست های وی را به طور ناقص یا کامل و دقیق انجام می دهد.

زمانی که فردی به یاد شخص دیگری که وابستگی فراوانی نسبت به او دارد , باشد , گاهی یک نوع حالت تله پاتی بین آن دو نفر به وجود می آید و در این موقع بُعد مکان مطرح نیست و در هر فاصله ای که از هم قرار گرفته باشند , امواج صادره از مغز یکدیگر را به راحتی درک می کنند و از آن آگاهی می یابند.

حیوانات هم می توانند با صاحب خود از طریق نوعی تلهپاتی , رابطه ای را برقرار کنند و حتی روح صاحب خود را پس از مرگ جسم مادی رویت کنند.

امواجی اطراف جسم مادی نسل بشر را احاطه کرده اند که وی قادر به درک و تشخیص تمام آنها نیست و چنانچه فردی بتواند تمام امواج محیط خود را بشناسد و درک کند , مشکلات فراوانی را می تواند از خود و اطرافیان خویش دور سازد .

گیرنده امواج در بشر , مانند رادیویی است که تنها دارای یک موج می باشد و می تواند همان موج مخصوص که مربوط به آن است را بگیرد و از سایر امواج محیط خود بی خبر است.

درباره وجود و قدرت تله پاتی در نسل بشر باید گفت , افرادی که در زنجیره دایره خلقت از نظر قدرت های روحی و روانی و تکاملی بیکدیگر پیوسته هستند , توانایی گیرایی امواج یکدیگر را دارند , وهر چه این فاصله در این افراد بیشتر باشد , قدرت گیرایی و تجانس امواج آنها نیز تغییر می یابد و ضعیف تر می شود.

http://www.arvah.org


پنجشنبه 1 دی ماه سال 1384
رسیدن به هدف

هر فرد عاقلی در گذران زندگی , دارای خواست و آرزوهایی است که در ذهن خویش آنرا می پروراند تا این که روزی بتواند به آنها جامه عمل بپوشاند و جهت رسیدن به آن , از هیچگونه سعی و کوششی دست برنمی دارد , تا روزی که موفق گردد همچنان به دنبال آن خواست خود می گردد و در این زمینه , افراد تصویرهای مختلفی را در ذهن خویش ترسیم می کنند و مسیرهای متفاوتی را نسبت به عقل و شعور و فهم و درک و مقدورات عقلی خویش , می پیمایند .

عده ای از این افراد در زمان ادامه مسیر زندگی , تصور می کنند که دسترسی به آن هدفی که از قبل برای خئد تعیین کرده و مدت ها به دنبال آن بوده اند , امر عبثی است و به سادگی نمی توانند در به ثمر رسانیدن آن موفق شوند , لذا از دنبال کردن هدف قبلی منصرف می شوند و از آن دست برمی دارند , گروه دیگری از این افراد چون می بینند که به سادگی قادر نیستند مسیر رسیدن به هدف خود را از طریق دنبال کنند , لذا از آن مسیر قبلی دسا بر می دارند و راه دیگری را برای نیل به همان هدف اصلی خویش دنبال می کنند.

زمانی که فردی مسیری را برای رسیدن به هدف خود دنبال می کند , مسلما در طول زمان با رویدادهای گوناگون و اتفاقات مختلفی روبرو می شود و آن وقایع اغلب موجب می گردند که اثرات مثبت یا منفی از ادامه آن اهداف در ضمیر آنها از خود بجای بگذارد که گاهی سبب تشویق و پیشرفت در ادامه مسیر می گردد و زمانی هم موجب دلسردی و عدم رضایت آنان می شود . ضمن اینکه چنین اتفاقات و رویدادهایی از نظر همگان دارای یک نوع معیارهای مشخص و معینی نیستند و هر فردی در مورد آنها برداشت هایی به نسبت دانش های عقلی و تجربه و پشتکار و زندگی و موقعیت های شغلی و اجتماعی و ... خود دارد.

وقتی که فردی هدف اصلی ای را در ذهن خود می پروراند و جهت رسیدن به آن , مسیر معینی را می پیماید , از همان موقع خواست و افکار و کشش های نفسانی درون خویش را به گونه ای آشکار می سازد و کسانی که مسیر مشخصی را جهت هدف اصلی خویش انتخاب می کنند , معمولا سعی دارند جهت رسیدن به آن هدف , از دیگران پیشی گیرند و گوی سبقت را از همگان بربایند و در ادامه چنین مسیر هایی ,اصولا هیچ فردی انتخاب مسیرهای ذهنی و عقلی خویش را بد نمی داند , چون اکثر افراد همیشه پایبند به شناخت و اعتقادات و طرز تفکر برداشتهای عقلی خود می باشند و بر این باورند که آنها راه و روش صحیح و درستی را انتخاب کرده اند , به همین علت هم در جوامع مختلف شاهد این همه نابرابری های فکری و عقلی و شغلی و اختلاف سلیقه مردمان می باشیم , چون خواست و تصمیم و اراده هر فردی , مربوط به دانش و علم و شناخت همان شخص است و دید او با دیگری در آن زمینه , دارای نوسانات و اختلافات بسیاری می باشد که نظریات و خواست آنها اغلب تحت نفوذ عوامل دیگری قرار می گیرد و اصولا هیچ فردی بدون هدف و خواست های باطنی نمی تواند موفق گردد.

داشتن هدف در زندگی افراد بسیار مهم و موثر است , ولی اهدافی قابل احترام و پی گیری می باشند که از نظر عقلی , علمی , اجتماعی و ... سازنده و پربار و سودمند باشند , به همین علت هم نمی توان دنبال نمودن هر هدف مخرب و منفی ای را که به همین علت هم نمی توان دنبال نمودن هر هدف مخرب و منفی ای را که با عمل غیر انسانی توام است پذیرفت و جزو اهداف درست و متعالی دانست.

در بین حیوانات موجود , نسل بشر را جزو اشرف مخلوقات کره خاکی می دانند . گروهی بر این باورند که این برتری مربوط به قوه ناطقه ای است که در این نسل وجود دارد , در صورتی که امروزه از نظر علمی به اثبات رسیده است که تمام حیوانات با انواع هم نسل خویش و حتی سایرین , نوعی سخن می گویند و دیگری را از هدف و خواست های خود توسط امواجی آگاه می نماید.

حال توجه می فرمایید که برتری نسل بشر بر حیوانات , تنها قوه ناطقه وی نیست بلکه مربوط به روح و عقل کامل او می باشد و موجودی که دارای این دو برتری و حسن است , می بایست در مسیر زندگی خویش , همیشه از اهداف مثبت و سازنده پیروی نماید , وگرنه هنوز خوی حیوانی در وی , کاملا برطرف نشده است , زیرا همیشه آن فردی در زندگانی خود موفق می باشد و به اهداف خود می رسد که همیشه درصدد انتخاب بهترین مسیرهای عقلانی , جهت رسیدن به اهداف زندگی خود باشد.

این فرد هرگز نباید اجازه دهد تصمیم و خواست و اراده وی از قوانین الهی و اجتماعی و خوانوادگی و ... تجاوز نماید . برای مثال , زمانی که شخصی قادر است زندگانی و معیشت خود را از راه درست و صحیح و سالم اداره نماید , دلیلی وجود ندارد که با گدایی , دزدی و حیله و نیرنگ و ... روزگار خود را بگذراند.

کسانی که در زندگی خود می توانند مسیرهای سالم و درستی را انتخاب کنند , ولی از آن پیروی نمی نمایند , می توان گفت که این افراد , هنوز توانسته اند به درک و فهم و شعور و اراده خویش تسلط یابند و همچنان جزو ذات اولیه خویش که می گویند , نسل بشر از حیوانات است , باقی مانده اند و در اصل این اشخاص , اختلاف چندانی هم از نظر برداشتهای عقلی با حیوانات ندارند , زیرا تمام حیوانات از محل مناسب و غذای مخصوص و دلخواه خود لذت می برند , ولی به علت عدم درک و فهم کافی , برای تهیه آن غذاها اشتباهات فراوانی را مرتکب می شوند , به طوری که اکثر آنها فقط جهت تهیه غذای مناسب , جان خود را از دست می دهند و به همین علت هم می گویند که حیوانات از فهم و شعور و ادراک کافی برخوردار نمی باشند و متاسفانه گاهی می توان این نوع امیال و خواست های پست حیوانی را در وجود برخی از نسل بشر نیز مشاهده نمود.

اگر افراد در زندگانی خویش دارای نیروی اراده و تصمیم و خواست های مثبت و سازنده و سالمی نباشند و همواره خیر و ثواب را برای اطرافیان دور و نزدیک خود نخواهند, پس از گذشت اندک زمانی , در آنها تضاد تصمیم و اراده به وجود می آید که همین تضاد های فکری موجب بی ارزش و بی ثباتی آنان در جوامع کوچک و بزرگ خواهد شد و نتیجتا فردی منفی یا درون گرا در هر قسمتی از زندگی مشاهده می گردد.

اگر از فرد معتادی سوال شود که چرا دست از اعتیاد خود بر نمی دارد و آن را کنار نمی گذارد , مسلما عده زیادی از آنها اظهار می دارند که اراده این کار را ندارند . حال اگر درباره همین فرد قدری دقیق تر شوید و به نحوه ادامه زندگی روزمره وی بنگرید , متوجه خواهید شد که همین شخص زمانی که خمار است , برای رفع آن حالت خود , کاملا صاحب اراده می شود و هر عملی را انجام می دهد تا این که بتواند رقمی را بدست آورد و با آن رفع خماری از خویش بنماید در صورتی که همین فرد اظهار می دارد که برای ترک اعتیاد دارای اراده ای قوی نمی باشد . البته مثال های مشابه فوق زیاد هستند و نیازی به ذکر تمامی آنها نیست و با توجه به همان مثال فوق توجه فرمایید که در جهان فرد بی اراده مطلق وجود ندارد , ولی هر فرد , شناخت بخصوصی نسبت به آن دارد , چون وجود اراده در ضمیر همگان تقریبا به صورت یکنواخت قرار دارد , ولی هر فرد آن را به گونه ای پرورش داده و از آن به نحوی بهرهمند می شود و جهت بکارگیری و تقویت نیروی ارادی می بایست فرد هدف مشخصی را در هر کار یا زندگی خویش تعقیب کند تا اینکه تواند از نیروی ارادی مثبت خود بهرهمند شود زیرا تقویت قدرت های ارادی , در اجرای هر امری , وقتی به تحقق می پیوندد که تمام دلایل و انگیزه های شخص صاحب اراده درست و منطقی و مثبت و عقلانی و از پیش تعیین شده یاد , در غیر اینصورت , لغتی به نام اراده , خود به تنهایی نمی تواند عمل مثبت یا منفی ای را در زندگی فردی انجام دهد . در بکارگیری قدرت ارادی و تقویت آن , عوامل بسیاری مانند فهم , شعور , درک و ... موثر هستند , زیرا این عوامل نقش بسیار مهمی را در اراده افراد دارند . برای مثال اگر دو نفر کار بخصوص را با یکدیگر شروع نمایند , پس از مدتی یکی از آنها کار خود را تعطیل کند ودیگری ادامه دهد و در نهایت فرد دوم موفق شود , در اینجا ملاحظه می شود که در روز نخست هر دو با یک هدف بخصوص کاری را آغاز نمودند , ولی به دلایلی که مربوط به عوامل دیگر عقلی آنها است , فرد اول کار خود را ترک نمود و شخص دوم ادامه کار داد تا در آن زمینه موفق گردید .

در به ثمر رسانیدن کار ارادی می بینیم که سایر عوامل دیگر نیز موثر می باشند , یعنی فرد اول تحت تاثیر نیروهای منفی عقلی قرار گرفته و کار خود را از دست داده و هنوز بی کار است ولی دومی تحت نفوذ و قدرت مثبت عقلی خویش قرار گرفته و در به ثمر رسانیدن آن کار , پس از مدتی موفق گردیده است.

اگر هدف و خواست بخصوصی در عمل یا کاری وجود نداشته باشد , اراده , خود به تنهایی قدرت و عملکرد چندانی ندارد , زیرا در مثال فوق متوجه می شوید که نفر اول از انجام کار خود , دارای هدف خاصی نبوده و تنها برای رفع بیکاری و سرگرمی مبادرت به انجام عملی نموده است و در اثر سرگرمی جدیدتری , آن رها کرده و به دنبال آن دیگری رفته است , در صورتی که نفر دوم مصمم بوده و کار خود را با همه دشواریها به پایان برساند و از همان روز اول تصمیم گرفته بود تا زندگی را با سودی که از آن کار عاید وی می شود , تامین نماید , به همین دلیل هم تحت تاثیر هیچ نیرو یا انگیزه دیگری قرار نگرفته و با اراده قوی , شغل خود را تعغیب و دنبال کرده تا این که در انجام و اجرای آن موفق شده است.

در به ثمر رسیدن کارهای ارادی , معمولا سلامتی جسم مادی بدون تاثیر نمی باشد , زیرا بسیار دیده شده است , افرادی که در گذشته دارای نیروی ارادی بسیار قوی ای بوده اند , پس از مدتی که دچار ناراحتی های جسمی گردیده اند , قدرت ارادی خود را بطور کلی از دست داده و تبدیل به اشخاص بدون اراده و خواست منطقی شده اند و با توجه به مطالب بالا , به این نتیجه می رسیم که , قدرت ارادی در بدو تولد در همگان یکسان است , ولی در اثر اتفاقات و بروز تحولات محیطی و تربیت خانوادگی بخصوص اعمال احساسی برخی از مادران بتدریج تغییراتی در آن بروز می نماید که گاهی منجر به قدرت ارادی می شود و زمانی هم باعث ضعف نیروی ارادی در اشخاص مختلف می گردد و باید گفت که نیروی ارادی افراد با قدرت روح و روان و جسم و عقل سالم , آنها رابطه مستقیم دارد و اگر فردی هر یک از این قسمت ها را دارا نباشد یا ضعفی در آنان وجود داشته باشد , از نیروی ارادی وی نیز کاسته می شود.

گاهی در زندگی خانوادگی یا اجتماعی , از اطرافیان خویش می شنوید که آقای ایکس دارای قدرت زاید الوصفی است . با شنیدن این مطلب نباید تعجب کنید و چنین تصور کنید که در خلقت او , خداوند متعال تغییرات فاحشی را به وجود آورده است و به این دلیل وی شخصی است کاملا متمایز از سایر افراد جامعه , بلکه اگر به نحوی زندگی و علم و شناخت هایی که او در طول حیات خود بدست آورده آگاه شوید , در می یابید که او در مرحله نخست شروع به خودشناسی کرده و از نیرو و قدرت های ذاتی خود باخبر است و حتی نقاط ضعف خویش را بدست آورده است و در اثر قدرت های ذاتی , تمام آنها را از وجود خود دور کرده است . زمانی که فردی بتواند تمام قسمت های ذات و وجودی خویش را بشناسد و بر آنها تسلط یابد , آنگاه به سادگی می تواند تمام ناراحتی و عقده های منفی را از وجود خود دور سازد و بجای آنها نیرو و قدرت های مثبت و سازنده جایگزین نماید .

زمانی که به صحبت های افراد موفق جهان گوش فرا می دهیم یا زندگی نامه برخی از آنان را مطالعه می کنیم , با این حقیقت مواجه می شویم که , اکثریت قریب به اتفاق این اشخاص , در زندگی خود با مشکلات و سختی های فراوانی دست به گریبان بوده اند و بتدریج یکایک آنها را از سر راه خویش برداشته اند , زیرا آنان معتقدند , فردی که با نیروی عقل و خرد خویش , نتواند ناراحتی و سختی هایی که در زندگی روزمره وی به طور خواسته و یا ناخواسته بروز می نماید را از سر راه خود بردارد , محکوم به فنا می باشد و حتما می بایست با ناملایمات و ناراحتی های زندگی , برخوردهای عقلانی و منطقی داشت تا بر آنان پیروز شد.

کسانی که هیچگونه شناختی نسبت به افراد موفق جوامع یا جهان ندارند و تنها از دور شاهد موقعیت یا موفقیت های فعلی آنان می باشند , معمولا در ذهن خود آنها را افرادی خوش شانس و راحت می دانند که در اثر برخورد تقدیر و سرنوشت به این رتبه یا مقام و ... دست یافته اند , در صورتی که از این واقعیت غافلند , شانس هر فردی در شناخت های وجود ذاتی وی پنهان است و این لغت یا حقیقت شانس را افراد می بایست در عقل و خرد و دانش و بینش و ذات خویش بجویند و از آن بهرهمند شوند.

اکثر افراد موفق جهان کسانی بوده اند که در خانواده های متوسط و سالم و بدون عقده رشد و نمو کرده اند . آنان با نیروی اتکا به نفس و قدرت های ذاتی و نهان خود و توکل به ذات پروردگار , توانسته اند مسیر زندگی سالم و مثبتی را برای خود انتخاب نمایند و تمام سختی و ناراحتی های آن مسیر را تحمل کنند و در نهایت موجب افتخار خود و خانواده خود و حتی کشور خویش گردند . زیرا که آنها هرگز هراسی از کار و کوشش به دل راه نداده اند و با قدرت های عقلی و ارادی و تصمیم گیری به دنبال هدف سالم خود بوده و در نهایت موفق شده اند.


پنجشنبه 1 دی ماه سال 1384
عکس ارواح


چهارشنبه 30 آذر ماه سال 1384
عکس ارواح


سه شنبه 29 آذر ماه سال 1384
من غالب

یکی از پیچیده ترین عوامل هستی , شناخت ذات وجود بشر می باشد , زیرا که در این ذات , شگفتی هایی نهفته است که از بدو خلقت تا کنون کسی نتوانسته به قسمتی از زوایای آن پی ببرد و شناخت کافی نسبت به آن بدست آورد.

علما و دانشمندان فراوانی در مورد شناخت ذات این مخلوق , در سراسر جهان به بررسی و تحقیق های علمی پرداخته اند و تاکنون فقط توانسته اند , قسمتی از جسم مادی او را بشناسند و آن را نامگذاری کنند , بدون اینکه از چگونگی رسد و تکامل سلولی آن آگاهی کامل داشته باشند , ولی در مورد ذات نهان که روح و روان و عقل و ضمیر و ... جزو آن هستند , اطلاعات بسیار کم و ناچیزی کسب کرده که از نظر حقیقت حیات و علم محیط , جوابگوی چندانی ندارد.

اگر کسی خواسته باشد شناختی نسبت به ذات خویش بدست آورد , در مرحله نخست می بایست دانش و علوم روحی و خودشناسی را بیاموزد و پس از آن از وجود ضمیر ناخودآگاه خویش مطلع گردد و شناخت کافی بدست آورد و بداند که این دو ضمیر چه نقشی را در زمان حیان و ممات بشر ایفا می نمایند.

زمانی که کتاب های روان یا فرا روان شناسی را مطالعه می نمائیم , گاهی به لغتی برخورد می کنیم به نام من غالب , که کمتر کسی نسبت به این لغت شناخت کافی دارد یا تفضیلی کامل از آن بیان کرده است , بر می خوریم.

در اینجا باید بگوییم که قدرت های مرموزی در اطراف بشر قرار دارند که نیروهای جسم مادی را گاهی تحت نفوذ و قدرت خویش قرار می دهند و در اینجا قدرت , من غالب که از عناصر جسم و روح و ... تشکیل یافته است , در مقابل آن نیرو و تاب مقاومت ندارد و تسلیم امواج مادی آن می شود.

اگر قدری به زندگانی روزمره خویش توجه نمائید , بهتر می توانید به مفهوم منٍ غالب پی ببرید و آن را بشناسید . زمانی که فردی به خواب می رود , من غالب , جسم مادی یا من را ترک می کند و در مسیرهایی حرکت می نماید , گاهی با حقایقی از آینده مواجه می شود و آنها را مشاهده می کند و پس از بیداری آن فرد (من )تمام آن مطالب را بیاد می آورد و هر آنچه توسط را که من غالب در شب های گذشته شاهد دیدار عینی آن در زمان خواب بوده است , به وقوع می پیوندند.

زمانی که در خواب های روحی و هیپنوتیکی , معمولی توسط عامل به خواب می رود , اگر معمول و عامل دارای قدرت کافی باشند , می توانند روح شخص و تن پوش وی را از جسم مادی جدا سازند و به روح مدیوم ( من غالب ) دستور دهند که از نقطه الف , به نقطه ب , برود و در آنجا عملی فیزیکی انجام دهد یا اینکه مشاهداتی داشته باشد و پس از مدتی به همان محل اولیه خود بازگردد , و اغلب مشاهده می شود که پس از مدتی , تمام مطالبی که از وی خواسته شده , به زبان می آورد و در همان خواب هیپنوتیکی یا خلسه , حقایقی را از آن محل که بسیار دور است بیان می نماید و پس از تماس گرفتن با افراد آن محل متوجه می شویم که وی کلیه مطالب و حقایقی را از آن محل بخصوص بیان نموده است .

اگر قدری به خود آییم و به حقایق حیات و امواج محیط خود بنگریم , از خود سوال خواهیم کرد , چگونه ممکن است این اتفاق بطور واضح و کاملی رخ دهد . در صورتی که جسد مدیوم در این کحل بوده , چه نیرویی موجب گردیده است تا وی بتواند از فاصله بسیار دور , مطالبی را بیان دارد که عین واقعیت باشند ؟

در نهایت بررسی های علمی و عملی به این نتیجه می رسیم که نیروی برتری در این شخص یا معمول وجود دارد که جسم وی را ترک کرده و به محل اصلی رفته و حقایقی را دیده که عین آنها را در محلی دیگر بیان نموده است , این نیروی ذاتی که آن را بُعد دوم , فانتوم , جسم اثیری , و ... می نامند , در اصل همان غالب است که در چنین حالتهایی خودنمایی می کند و وجود خویش را به اثبات می رساند.

گاهی هم اتفاق می افتد که برخی از دوستان بهدیگری می گویند که تو را در فلان محل دیدم و صدا کردم جواب من را ندادی یا این که صحبت کردیم و قراری با یکدیگر گذاشته ایم , به چه علت سر قول خود حاضر نبودی و سر قرار نیامدی و یا اتفاقاتی دیگر را می گویند و در اینجا طرف مقابل شروع به قسم خوردن می کند که من تو را ندیدم یا اصولا مدت ها است در آن محلی که می گویی من نرفته ام , ولی آن شخص اول که محققا می دانسته او را دیده است به گفته های وی توجهی نمی کند و همچنان شروع به گله گذاری و شکایت می کند.

در اینجا هر دو نفر درست می گویند , چون نفر اول بعد دوم یا من غالب فرد را در آن محل دیده و نفر دوم هم درست می گوید , جون خبری از اعمال و حرکات من غالب خود ندارد.

گاهی اتفاق می افتد که فردی در دنیا قادر است , من غالب خود را مشاهده کند و با آن صحبت کند و حتی قول و قرارهایی هم با وی بگذارد و در برخی از مواقع , من قالب , بجای من در مجالس و محل های خاصی حضور یابد.

من غالب , مطلب یا حقیقتی نیست که تازه شناخته شده باشد , بلکه از زمان های بسیار قدیم شناخته شده بوده و هر قوم و قبیله ای آن را به نام خاصی می شناسد. این نیروی ذاتی را ایرانیان به نام همزاد می شناسند , چون پیشینیان معتقد بودند که هر فرد دارای یک همزاد است که کاملا شبیه وی می باشد و در زندگی افراد , زمان مرئی می شود و اعمال و حرکاتی را به نفع یا ضرر وی انجام می دهد و پس از مدتی از دیده ها پنهان می گردد و آنان معتقد بودند که این نیروی نهان یا همزاد , موجب اعمال و افعال مثبت و منفی زیادی در طول زندگی اشخاص می گردد.

دستیابی به من غالب کار نشدنی نیست و چنانچه خواسته باشد به این نیرو دست یابد , توسط اعتقاد و ایمان و علم و کمالات الهی و شناخت ذات وجودی خویش قادر است آن را بشناسد و حتی در اختیار من مادی در می آورد.


سه شنبه 29 آذر ماه سال 1384
عکس از ارواح


دوشنبه 28 آذر ماه سال 1384
عکس از ارواح

روح یک بچه به صورت شبهی سفید در قبرستان


یکشنبه 27 آذر ماه سال 1384
نحوه آرام سازی جسم مادی
 عللی که اکثر ناراحتی های جسمانی را به وجود می آورند , عمدتا دارای ریشه های روانی هستند و از منابع روحی سرچشمه گرفته اند . این ناراحتی ها پس از مدتی به صورت , اگزما , کهیر , خارش ,چاقی , ورم روده , سوزش و زخم معده , کم اشتهایی , فشار خون , ادرار بی اراده , طپش نابهنگام قلب , انواع اعتیادها , وسواس , خستگی عضلانی , عدم توانایی جنسی , سرد مزاجی و ... در اشخاص ظاهر می شوند و تا زمانی که اصل و انگیزه این بیماری ها که عمدتا , عاطفی و روحی می باشند , مداوا نشود , ناراحتی و درد و بیماری جسم مادی نیز از بین نمی رود و همیشه با فرد مریض همگام و همسفر می گردد.

بهترین راه رهایی از چنگ چنین دردهایی , استفاده از حالت تاثیرگذاری و نفوذ پذیری به خود یا دیگران است.

روش بدست آوردن آرامش جسمی , یکی از ساده ترین روش های عملی ای است که برخی از دردهای جسمانی و روحی و روانی را به سادگی و در چند جلسه و بدون مصرف دارو یا غذای خاصی در افراد برطرف می سازد.

برای اجرای آن باید به مراتب زیر توجه نمود.

1- جای آرام و مناسبی را انتخاب کرده و به پشت بخوابید.

2- چند بار نفس عمیق کشیده تا آرامش نسبی را در خود بازیابید ( می توان این عمل را روی زمین , مبل , یا صندلی راحتی هم انجام داد).

3- سر و گردن خود را بلند کنید و آنقدر از زمین بالا نگهدارید تا عضلات گردن کاملا خسته شوند. بعد از آنکه عضلات کاملا خسته شدند , سر خود را به محل و حالت اولی برگردانید.

4- پای راست خود را حدود 50 سانتیمتر از زمین بلند کرده و آنقدر در همان حال نگهدارید تا عضلات پا کاملا خسته شوند .

5- پس از خسته شدن پا را یکدفعه به زمین رها سازید ( نباید آهسته به زمین بگذارید ) با این عمل عضلات پای شما به طور اتوماتیک شل می شوند.

6- این تمرین را با پای چپ به همان حالت پای راست انجام دهید . تمام مراحل انجام این اعمال باید با اراده و تمرکز باشند.

7- پس از پاها, همین تمرینات را باید با دست ها انجام دهید و دست را عمود بر سطح بدن نگه دارید و آرنج و مچ را خم کنید تا عضلات آن کاملا خسته شوند و سپس دست ها را به پهلوی خود بیندازید .

8- عمل بعدی روی عضلات شکم است , برای انجام این عمل بایستی قدری نیم خیز شوید و حدود 50 سانتی متر کمر خود را از زمین یا تشک بالا نگاه دارید و هر دو پا را هم حدود 50 سانتیمتر از زمین بلند کنید تا به عضلات شکم فشار بیاید و پس از خستگی کامل عضلات شکم , خود را به کف اتاق یا روی تشک رها نمائید .

9- پس از اتمام این تمرینات , همانطور که دراز کشیده اید , با چشم بسته در سقف اطاق دایره ای را مجسم کنید و به طور ذهنی چند بار از چپ به راست و از راست به چپ دور آن دایره حرکت کنید . سپس با همانچشم بسته , چند نفس عمیق بکشید , آنوقت ملاحظه می کنید که در حالت بسیار آرام و مطبوعی قرار گرفته اید و دیگر ناراحتی و درد قبل از انجام عمل را در وجود خود احساس نمی نمائید.

در ترک اعتیادها و از جمله سیگار , تا فرد معتاد , از ته دل مایل به ترک اعتیاد خود نباشد , ترک دادن وی غیر ممکن است و در این راستا حتی خواب های مصنوعی هم تاثیری بر آن نخواهد گذاشت . زمانی که فرد معتادی تصمیم به قطع اعتیاد خود می گیرد , دچار حالت های مختلفی می شود که دو نمونه از آن حالتها بشرح زیرند:

اول : اعتیاد یا عادت زشت خود را کنار می گذارد و دیگر آن را دنبال نمی کند . در این حالت بر اراده و تصمیم مثبت خود تسلط لازم را پیدا می کند . این حمایت می تواند توسط خوابهای روحی صورت گیرد یا توسط نصایح ثمر بخش از جانب افراد صالح و مطلع و خانواده و دوستانی که قصد کمک واقعی به فرد معتاد را دارند انجام شود.

فرد دومی که قصد دارد اعتیاد را ترک کند , کسی است که هیچ عمل یا دارو یا پند و اندرزی در وی موثر واقع نمی شود , زیرا این فرد هنوز به طور قطع مصمم به ترک عادت زشت خود نیست, لذا هر نوع حمایتی که به این نوع افراد شود , موقتی بوده و حاصل آن بی نتیجه و منفی است , زیرا در این شرایط , بین اراده و تمایلات نفسانی این شخص , جنگی درگرفته است که معلوم نیست کدام یک از آنها در این نبر پیروز می گردند . در این کشمکش ها , تا زمانی که اراده او بر تمایلات نفسانی وی پیروز نشوند , ترک اعتیاد امکانپذیر نمی گردد.

لذا در مورد ترک اعتیاد و عادت های غلط به این نتیجه می رسیم که فقط یک راه حل صحیح و منطقی برای این عمل وجود دارد و آن این است که باید شخص با اراده قوی تصمیم بگیرد که آن عادت را کنار بگذارد و از همان لحطه تصمیم گیری , سراغ آن عادت یا اعتیاد نرود.

البته از طریق قدرت های تلقین و نیروی امواج نیز می توان برخی از ناراحتی های مختلف و درد و عذاب های زمان ترک عادت و اعتیاد را برطرف نمود و همچنین در فرد معتاد خالتی القاء کرد که بعدا دچار دودلی و یا وسوسه و واکنش های دوباره اعتیاد نشوه و تحمل بیشتری بدست آورد .


یکشنبه 27 آذر ماه سال 1384
عکس از ارواح


جمعه 25 آذر ماه سال 1384
عکس روح


پنجشنبه 24 آذر ماه سال 1384
عکس از ارواح


چهارشنبه 23 آذر ماه سال 1384
مفهوم محبت های روحی
 

محبت از قدرت و ذات روح سرچشمه می گیرد و هیچگونه رابطه ای با جسم مادی ندارد . وقتی فردی به دیگری محبت می کند , یعنی کشش هایی از طریق روح بین آن دو نفر به وجود می آید و در مدت زمانی کوتاه یا طولانی , رابطه ای که ما آن را عاطفه می نامیم , در این میان ظاهر می شود , زیرا در زندگی همگان به اثبات رسیده است که همنشینی , قرابت , مجاورت و امثالهم , الزاما عامل جلب محبت و بوجود آمدن عاطفه در بین افراد نیستند کما اینکه در بین افراد فامیل و حتی یک خانواده , این حالت را بخوبی می شود درک کرد . ممکن است یک خواهر و برادر یا دو برادر و حتی زن و شوهر و ... سالها زیر یک سقف با هم زندگی کنند , ولی ذره ای مهر و محبت و عاطفه در بین آنها وجود نداشته باشد , گو این که ممکن است تماس مستمر و دائمی , در این میان بی اثر هم نباشد , و ممکن است کششی از نظر روحی بین دو نفر بوجود آید . ابراز محبتی که روی تظاهر باشد , یعنی این که عمل از روح سرچشمه نگیرد , اثر آن در دل دیگری نمی نشیند , زیرا گاهی ممکن است که ضمیر آگاه تحت توجه ساختگی بودن محبت های بی اساس قرار گیرد , ولی روح اظهار محبت واقعی و غیر واقعی طرف مقابل را به خوبی درک کند و می فهمد که این محبت لفظی و مقطعی است و فقط برای برآوردن حاجتی می باشد یا اینکه آن محبت واقعی و بی چشم داشت است , چون علاوه به اینکه ضمیرآگاه و ناخودآگاه پس از مرگ یکی می شوند , امواج مثبتی که حامل نیروهای محبت است و از جانب یک نفر به سوی فرد مقابل روانه می شوند , طرف مقابل هم آن امواج را با همان اثر فرستاده شده درک می کند . یعنی اگر محبت کننده آنرا با حالتی واقعی ابراز نماید , باید مطمئن باشد که گیرنده محبت هم امواج او را به همان کیفیت دریافت خواهند نمود . و مسلما به محبت های ظاهری فرد محبت کننده هم , طرف مقابل عکس العمل ظاهری نشان می دهد.

در عالم ارواح که روح افراد زنده , به آنجا رفته اند , همه چیز برای آنها آشکار و علنی است و پنهان کاری وجود ندارد . لذا در چنین محیط فقط بایستی توافق روحی وجود داشته باشد , یعنی ارواح بدون ظاهرسازی و تظاهر با همدیگر رفتار می کنند. نتیجه حاصل از چنین رفتار اجتماعی , پیدا کردن و داشتن محبت واقعی در بین ارواح با فرکانسهای متجانس با یکدیگر است , در غیر اینصورت آنها نزد همدیگر خجل و شرمسار خواهند گشت. لذا تاثیر متقابل رفتاری و روابط سالم در عالم بالا , موجب تجربه این مطلب می گردد و هرچه درجه تعالی و تکامل ارواح بالاتر برود ابراز محبت ها نیز بدون چشم داشت نسبت به دیگری , افزون تر می گردد.

به قول ما زمینی ها , محبت واقعی محبتی است که از قلب ها نشات بگیرد نه از زبان . روح فردی که عاری از محبت است , همیشه به سوی تاریکی , خودخواهی , غرور و شرارت ها کشانده می شود . چه ملک داران بلند آوازه ای که پس از مرگ روحشان در دوزخ به عذاب های الهی گرفتار می شوند و چه انسانهای عادی ولی شریفی که حاصل محبت ها و انسان دوستی هایشان در زمان حیات , موجب می شود که مرفه ترین طبقات روحی را از سوی پروردگار بدست آورند و صاحب قدرت هایی گردند . چه بسیار افرادی که سال های متمادی را با همدیگر در زیر یک سقف گذرانیده اند , ویلی موفق نشده اند نسبت به هم محبتی واقعی پیدا کنند , لذا با دروغ و فریب کاری و ظاهر سازی , مرتبا یکدیگر را گول زده یا تحمل نموده اند و گاهی هم تا آخر عمر همچنان ادامه زندگی مشترک داده یا در حین زندگی از هم جدا شده اند.

همانگونه که قبلا اشاره شد , ارواح متجانس در جهان های روحی به صورت مجتمع های روحی یا عشیره ای زندگی می کنند , یعنی جامعه ای که افراد آن از نظر تکاملی و عقلی خیلی شبیه و نزدیک به یکدیگر هستند و از نظر محبت , عاطفه , پاکی نیت , درستی و ... در یک سطح روحی می باشند , در جهان پس از مرگ زندگانی مشترکی را دارند . اصولا زندگی و همزیستی در عوالم روحی به توافق اخلاقی بستگی کامل دارد و اصولا آن هم با محبت متقابل نسبت مستقیم دارد.

بهترین راه شناخت محبت واقعی افراد این است که شخصی بتواند رفتار آن فرد را مورد توجه قرار دهد , اگر کسی برای همیشه در راه خیر و صواب گام بردارد و از بدی ها پرهیز نماید و از خشم و غرور و کینه و نفرت احتراز کند و در زندگی انتقام جو نباشد و همیشه خالق خود را ناظر بر رفتار خود بداند و مکر , فریب و حیله در کارش وجود نداشته باشد , این شخص انسانی واقعی است و محبت هایش راستین و حقیقی می باشد.

افراد عاری از محبت راستین در زندگانی نمی توانند بهتر از خود را ببینند و همیشه به دیگران حسادت می ورزند و دائما نسبت به شناخت عقلی و اجتماعی , و برحسب استنباط خود به دیگران کینه توزی می کنند. با نمایان شدن این حالتها , مسیر و قدرت تکاملی خویش را به وضوح به دیگران می نمایانند و این حقیقت را می دانند که ریشه محبت در اصل پروردگار یکتا است و کسی که در مسیر انسانیت یا انسانیت اولی قرار داشته باشد , از این موهبت الهی برخوردار است و در اصل فردی که شناخت کافی از علوم روحی دارد , هرگز نباید از تمام طبقات نسل بشر انتظار دوستی و یا بذل محبت و صمیمیت و ... را داشته باشد , چون در بین این نسل گروههای مختلف فراوانی مانند بشر و آدم وجود دارند که تا مرز انسانیت , راه درازی را در پیش دارند , و در اصل نوعی افراد با خصوصیات حیوانی می توان در بین این اشخاص یافت که هرگز قابل اعتماد و دوستی و رفاقت نیستند و متاسفانه در بین اکثر اقوام , چنین اشخاصی را به وضوح می توان یافت . البته ادعای زیادی هم این اشخاص در عقل و کمال دارند , ولی ریشه عقل آنها از منبع حیوانی است و تا انسانیت مسیر بسیار درازی را می بایست در طول تکامل های خویش بپیمایند.


سه شنبه 22 آذر ماه سال 1384
عکس از ارواح


دوشنبه 21 آذر ماه سال 1384
جلسات تماس

زمانی که صحبت از روح و قدرت های روحی و زندگی پس از مرگ به میان می آید , برای اکثر افراد ناآگاه جهان این سوال پیش می آید که چگونه ممکن است فردی که مرد , روح وی زنده باشد و برخی از افراد بتوانند تماس هایی را هم با روح او برقرار نمایند و اگر هم قدرت ناشناخته ای از او باقی مانده باشد , نیروی تماس را ندارد و کسی نمی تواند با آن نیرو صحبت کند و اطلاعاتی را از زمان مرگ و حتی ندگی پس از مرگ از آنها دریافت نماید . این قبیل افراد می گویند : مگر ارواح در جهان های روحی تحت تسلط قدرت بشر می باشند که بتوان با آنها تماس برقرار نمود و یا هر زمانی که افراد زنده بخواهند , ارواح در جلسات آنها حاضر شوند و تبادل افکار بین فرد زنده و روح مرده برقرار گردد؟

این قبیل افراد از شناخت واقعیت علوم روحی ناآگاهند و نمی دانند تماس های روحی بنا به خواست هر فرد زنده ای برقرار نمی گردد , چون در زمان تماس های روحی , خود ارواح هستند که مایل به برقراری ارتباط با زنده ها می باشند و هیچ روحی را نمی توان یافت که بنا به حکم اجبار افراد زنده , در جلسات روحی شرکت نماید و مطالبی را بیان نماید.

زمانی که در جلسات روحی , از پروردگار تقاضای برقراری تماس های روحی با ارواح می شود و از روح حاضر در جلسه تقاضا می گردد که روح خاصی را در آن محل حاضر نماید , این روح یا ارواح , در صورت مساعد بودن کلیه شرایط محیط , در صورت موافقت نیروهای الهی که در جلسات حضور دارند , تدارک لازم را جهت انجام برقراری آن تماس ها پیش بینی می نمایند و چنانچه امکان تماس با آن روح خواسته شده برقرار باشد , این حالت اجرا می گردد, در غیر اینصورت هرگز نمی توان با روح خاصی تماس حاصل نمود.

البته لازم به ذکر است که اکثر ارواح , مشتاق به برقراری تماس های روحی , بخصوص با خویشان و نزدیکان خود می باشند , ولی به علت عدم شناخت و آگاهی اکثر افراد زنده , این ارواح نمی توانند با آنان تماس های روحی برقرار نمایند . زمانی که از ارواح حاضر در جلسه , به روح خواسته شده خبر می دهند که تعدادی از افراد زنده مشتاقانه در محلی گرد آمده اند و در انتظار تماس با وی می باشند , این روح که مدت ها قبل آرزوی برقراری چنین تماس هایی را داشته است , اگر اشکالی از نظر خلقت و قدرت های روحی برای برقراری تماس های وی وجود نداشته باشد , فورا پیشنهاد ارواح پیام آور را می پذیرد و با آنها به جلسه مزبور حرکت می کند و در حد مقدورات خود و علم و شناخت حضار جلسه و به نسبت قدرت های فی مابین , با آنان مکالمه و گفتگو می نماید.

ارواحی که به طور رهگذر و اتفاقی در جلسات تماس های روحی شرکت می کنند , اکثریت قریب به اتفاق آنها جزو ارواح پاک و مترقی نیستند و عمدتا جزو ارواح برزخی , که در اطراف کره زمین زندگی می کنند می باشند , به همین علت هم آن ارواح نمی توانند اطلاعات با ارزشی را در اختیار مدیوم ها یا افراد جلسات روحی قرار دهند , چون هنوز این ارواح حالت مادی خویش را از دست نداده اند و به جهان های روحی انتقال نیافته اند تا اینکه بتوانند از عوالم یا جهان های روحی خبر جالب و مهمی را به آنان بدهند.

ارواحی که در جهان های بالای روحی قرار دارند , زمانی که در جلسات برقراری تماس های روحی حضور می یابند , اطلاعات با ارزش و ذیقیمتی را از زمان مرگ و نحوه خروج روح از جسم مادی و سفر به عوالم یا جهان های روحی و حتی زندگانی پس از مرگ در اختیار افراد قرار می دهند.

گاهی عده ای از مردم می پرسند چگونه ممکن است یک فرد زنده بتواند روحی را(( احضار کند )), چون احضار نمودن , یک حالت اجباری را بوجود می آورد و روح هرگز نمی تواند تحت تاثیر نیروهای یک فرد زنده قرار گیرد , در پاسخ به سوال آنها باید گفت که به این لغت نباید از دید ریشه دستوری و لغوی آن نگریست , احضار نمودن چون یک لغت عربی و متاسفانه معنی فارسی آن به عنوان حاضر کردن فردی بالجبار در کحیط خاصی است , ولی این لغت به صورت عامیانه در بین اکثریت افراد رایج می باشد و به سادگی نمی شود لغت دیگری را جایگزین این واژه نمود , ولی واژه تماس با ارواح جایگزین مناسبی برای احضار روح می باشد , ولی برای اینکه در آینده همگان بتوانند از این واژه جدید استفاده کنند , نیاز به زمان زیادی می باشد.

جهت تشکیل جلسات برقراری تماس های روحی , می بایست نکات زیر در نظر گرفته شوند تا این که آن جلسات , پربارتر و مثبت باشند , در غیر اینصورت , کمتر اتفاق می افتد که تماس های مناسبی در آن جلسات صورت گیرد.

1- افرادی که در جلسات روحی شرکت می نمایند , می بایست دارای خلوص نیت کامل و معتقد به وجود و قدرت پروردگار و فرستادگان او به نام ارواح باشند, چون زمانی که فردی دارای چنین حالت های روحی و معنوی هستند , امواجی که در آن جلسات روحی وجود دارند , تمامی آنها مثبت است و در نتیجه وجود این امواج از نظر تماس های روحی بسیار مهم خواهد بود.

2- تهیه محیط مناسب جهت برگذاری جلسات روحی , چون وجود محیط مناسب از چندین نظر مورد توجه است:

الف) ارواح به مراتب راحت تر در محلی که مربوط به آنها است , مانند خانه ارواح حاضر می شوند.

ب) این محیط هرچه ساکت تر و آرام تر باشد , اثرات مثبت تری در برقراری تمرکز و تماس به وجود می آورد.

پ) وسایل مورد نیاز در محل هایی که مخصوص ارواح است , همیشه یافت می شوند.

3- جهت برقراری هر نوع تماس روحی , نیاز به مدیوم خاصی است و وجود آنها ضروری است و چنانچه مدیوم حائز شرایط در جلسه حضور نداشته باشد نمی بایست در انتظار رخدادی روحی و غیر مترقبه هم بود.

4- قبل از این که عامل قصد دارد با روح فرد بخصوصی تماس حاصل نماید , در مرحله نخست باید مطمئن شود که روح مرشد یا راهنما در آنجلسه حضور دارد , در صورتی که در جلسات تماس , روح مرشد یا راهنما و مددکار و ... حاضر نباشند تماس های مناسب و پرباری صورت نمی گیرد و اگر هم تماسی برقرار شود , ارواح مختلف و برزخی در آن شرکت می نمایند که نتیجه مطلوبی را از چنین جلساتی نمی توان بدست آورد و این شناخت نیاز به هادی ورزیده ای دارد که روح شناسی را کاملا بداند.

5- در برخی از جلسات برقراری تماس های روحی , باید از مدیوم های زیادتری استفاده گردد تا این که نتیجه خوبی از آن جلسات عاید افراد گردد و هرچه مدیوم های واقعی در جلسات بیشتر باشند , یقینا تماسهای بهتری نیز برقرار می گردد و در زمان انجام آن تماس ها می توان از نتایج بیشتری برخوردار بود.

6- زمانی که درصدد برقراری جلسات روحی هستید , به نسبت عملی که در آن جلسه قرار است انجام پذیرد , می بایست از حضار معتقد و مومن استفاده شود و در برخی از جلسات روحی نمی توان از افراد کم استفاده کرد . فرضا جهت برقراری تماس های تحرکی یا تجسدی , تعداد حضار شرکت کننده ( غیر از مدیوم ها و هادی ) نمی بایست از شش نغر که نیمی از آنها زن و نیم دیگر مرد هستند , کمتر باشند.

7- وجود موزیک های متن ملایم در جلسات روحی , بسیار مفید است , چون همانگونه که ارواح اظهار می دارند , زندگانی روحی با موزیک توام است و در اصل یکی از غذاهای روح را تشکیل می دهد لذا در جلساتی که موزیک های مناسب پخش می شوند , موجب هدایت ارواح به آن محیط می گردد.

یکی دیگر از دلایلی که وجود موزیک در جلسات روحی ضروری می باشد این است که , زمانی که موزیک در هر محلی پخش شود , اغلب افراد به آن گوش فرا می دهند و ذهن خود را از سایر امواج متشنج محیط پاک و خالی نگاه می دارند و همین عمل موجب می گردد که افراد جلسات روحی , دارای امواج مثبت بیشتری شوند و افکار منفی و نابجا را برای مدتی از خود دور سازند , که این امواج مثبت زیاد , موجب جلب بیشتر و رضایت ارواح پاک می گردد.

8- وجود گل در محل جلسات روحی یکی از ضروریات است , چون ارواح از وجود گل و عطریات و موزیک لذت می برند.

9- وجود میز چوبی کوچک و مداد و کاغذ جزو ضروریات جلسات تجسدی یا تحرکی در اطاقک تاریک است.

10- کسانی که در جلسات روحی شرکت می نمایند , می بایست از قوانین و مقررات خاصی نیز آگاهی داشته باشند . فرضا بدانند که اگر روحی تجسد یافت , شروع به سر و صدا ننمایند , یا اینکه اگر روح در نزدیکی آن فرد قرار گرفت , بدون اجازه خود روح دست به بدن یا لباس او نزنند و سوالاتی را از وی ننمایند . مگر این که خود روح اجازه این اعمال را بدهد.

11- کسانی که در جلسات روحی شرکت دارند ] هرگز نباید در زمان بروز پدیده های روحی چراغی را روشن کنند , چون در اینصورت , ضمن اینکه ارواح برای مدتی در آن جلسات شرکت نمی کنند , مدیوم نیز دچار ناراحتی و حتی نوعی تشنج یا سکته می گردد , چون اکتوپلاسمی که از وی خارج شده است , اکثر آنها در اثر وجود نور زیاد پراکنده می شوند و گاهی هم از بین می روند و این حالت موجب بروز ناراحتی هایی در روح و جسم مادی مدیوم می گردد.

12- حالت نشستن مدیوم , هادی , حضار , در جلسات روحی بسیار مهم و حائز اهمیت است که قبل از شروع برقراری تماس روحی , این مطلب می بایست کاملا در نظر گرفته شود. طرز نشستن به طریق زیر است.

الف ) مدیوم می بایست در اطاقک تاریک که در یکی از زوایای اطاق و روبروی حضار است جای گیرد ( اتاقک تاریک عبارت از محلی است که در یکی از زوایای اطاق پرده ای که از سقف تا کف اطاق آویزان می نمایند و داخل آن یک صندلی برای نشستن مدیوم و یک میز و کاغذ و مداد و دسته گل وجود دارد ).

ب) هادی جلسه می بایست در صف اول بین حضار بنشیند.

پ ) حضار می بایست در صفوف منظم و به صورت یک در میان زن و مرد به طوری که دست های یکدیگر را در دست هم گرفته و بدن آنها از هم فاصله زیادی ندارند بنشینند تا امواج بیشتری در فضا بوجود آید.

اگر تمام شرایط فوق صورت گیرد , آنگاه هادی جلسه از کلیه حضار می خواهد که از خداوند بزرگ , با قلبی پاک بخواهند تا روحی را در آن جلسه برای بالا بردن شناخت و معرفت آنان اعزام نماید و سپس مدیوم را به اطاقک تاریک می برد و روی صندلی می نشاند و او را به خواب هیپنوتیکی می برد و سپس به جای خود بر می گردد و همگی در حال دعا خواندن , تقاضای ورود روح پاکی را در جلسه می نمایند تا اینکه پدیده ای بوجود آیدو

چنانچه شروع جلسه بیش از یک ساعت گذشت و روحی در جلسه حاضر نشد , هادی باید چراغها را روشن کند و مدیوم را از خواب بیدار نماید و پس از نیم ساعت دیگر مجددا عملیات خود را مانند زمان قبل آغاز نماید و این عمل را در یک جلسه , بیش از سه بار نباید انجام دهد و مجددا چنانچه هیچ پدیده ای بوجود نیامد , جلسه را برای زمان دیگری به تعویق اندازد , ولی هرگز نباید از انجام عمل خود دلسرد گردد , چون در اثر استمرار و ادامه تشکیل جلسات , پس از مدتی حتما به نتیجه مطلوبی دست خواهد یافت.


   1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 28131


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
ریکی عرفان ارتباط با ارواح ارواح
هاله انرژی درمانی مدیتیشن یوگا خود هیپنوتیزم
ماوراءالطبیعه متافیزیک چاکرا هاله
موکل ملائک جن هیپنوتیزم
ایران عرفان هیپنوتراپی ایران ارواح جن و ارواح
برونفکنی (پرواز روح ) هاله و چاکرا انرژی درمانی ghosts
metaphysics چاکرا و انرژی درمانی ایران متافیزیک علوم غریبه
پیسکومتری سایکومتری روشن بینی ملک فرشتگان
ghoststudy هیپنوتیزم تله پاتی آجنا چشم سوم تله کینزی
muladhara manipura هاله درمانی swadhisthana

مرجع سایت های متافیزیک

مرجع سایت های ماوراءالطبیعه

www.arvah.org

arvah.blogfa.com